و به راستی عدالت کجای این جهان جا مانده بود ؟
زیر کدام آوار ؛
پنهان در تو در توی کدامین بغض ؛
اسیر در کدامین دستان ِ پلید ؟؛
و چرا هیچ کس شعر ِ عاشقانه برای بانوی عدالت نسرود ؟
و هیچ کبوتری خبری از آن
برایمان نداشت؟
به راستی عدالت کجای این جهان جا مانده بود
۲- اوایل دهه جهان سومی
تو صف اتوبوس:ناپلئون:هرکسی برای چیزی که نداره میجنگه
بیشتر وقت ها برای بقا ما باید فرآیند دگرگونی را آغاز کنیم و گاهی وقتها باید از خاطرات قدیمی ، عادت های کهنه ، و سنت های گذشته رها شویم . تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم ، می توانیم از فرصت های زمان حال بهره مند گردیم
ایسرگشته ى دورِ باطل، اى ایرانى! اى علتِ ناتوانى ات نادانى! تا نادانى، شیخ توانا ماند؛ تا شیخ تواناست، تو نادان مانى
البرت انیشتین یه حرف قشنگ داره : دو چیز انتها ندارد ، حماقت انسانها و پهنه ی کهکشان ها که البته در مورد کهکشان ها مطمئن نیستم!